کدخبر : 170975
دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۸ - ۲۳:۱۸
فاقددیدگاه
پرینت

مذاکرات تهران-پاریس، شکست تندروهای کاخ سفید

اگر آمریکای ترامپ به پایداری اینستکس با تزریق سالانه 15 میلیارد دلار رضایت دهد، می‌توان انتظار داشت شرایط کنونی بین ایران و آمریکا بدون افزایش سطح تنش دستکم تا بهار سال 1400 ادامه یابد ولی اگر ترامپ بخواهد جلوی این روند بایستد آن وقت دست به قمار خطرناکی در منطقه زده است..
عصر ایران، مازیار آقازاده- مذاکرات هفته‌های گذشته روسای جمهوری ایران و فرانسه بر سر برجام و بقای این توافق بین‌المللی به ارایه پیشنهادهای متقابلی از سوی فرانسه و ایران انجامیده و شاید بتوان سکوت روزهای گذشته ایالات متحده آمریکا را هم، دستکم ناشی از رضایت نسبی واشنگتن برای حصول توافقی بین ایران و اروپایی‌ها (به علاوه روسیه و چین) دانست.
مهم‌ترین نکته‌ای که از میان خبرهای مربوط به مذاکرات تهران- پاریس بر سر برجام، به میان آمده و البته به تایید رسمی مقامات دو کشور نرسیده (اما تکذیب هم نشده است) مساله تزریق اعتباری ۱۵ میلیارد دلاری از سوی اروپا به سازوکار “اینستکس” است (در ۳ مرحله ۵ میلیارد دلاری) که ظاهرا توجه و نظر مثبت تهران را هم به خود جلب کرده و گفتگوها بر سر چندوچون آن همچنان ادامه دارد.
“محمد جواد ظریف” و معاون او “سید عباس عراقچی” روز دوشنبه (امروز) در مسکو و پاریس هستند تا درباره نحوه زنده نگه داشتن برجام با روسیه و فرانسه رایزنی کنند؛ ظاهرا آن گونه که از شواهد امر بر می‌آید، مذاکرات با فرانسه (درباره مبادلات مالی، فروش نفت و بازگردانده شدن پول آن) بی‌ارتباط با روسیه هم نیست چون روسیه هم عضوی از گروه ۴+۱ طرف مذاکره با ایران است و هم ظاهرا در صورت پیش کشیده شدن فروش نفت و دریافت پول آن می‌تواند همکاری‌هایی با تهران داشته باشد.
سکوت دولت ایالات متحده آمریکا هم در قبال خبرها و گزارش‌های چند هفته اخیر درباره مذاکرات فرانسه و ایران را هم اگر حمل بر رضایت ضمنی واشنگتن از روند مذاکرات ندانیم دستکم می توان گفت که آمریکا به واسطه رییس جمهوری فرانسه از روند مذاکرات اطلاع دارد و نسبت به آن حساسیت منفی ندارد، که در این صورت می‌توان به توافقی نیم بند بین تهران – پاریس و متعاقب آن بین ایران و گروه ۴+۱ بر سر برنداشته شدن گام‌های بیشتر برای کاهش تعهدات برجامی ایران در ازای ارایه برخی امتیازات اقتصادی به ایران، امیدوار بود.
توافقی که بسیار شبیه به توافق مقدماتی ژنو در پاییز سال ۱۳۹۲ و متعاقب ریاست جمهوری حسن روحانی است که بر اساس آن ایران و گروه ۵+۱ توافق کردند در ازای تعلیق موقت تحریم‌های پیشرونده آمریکا، شورای امنیت و اتحادیه اروپا علیه ایران، به مذاکرات و روند دیپلماسی، شانسی دوباره اعطا کنند و این شانس دوباره که پس از آن نزدیک به ۲ سال ادامه یافت منجر به انعقاد توافق هسته‌ای موسوم به “برجام” در تیرماه سال ۱۳۹۴ بین ایران و گروه ۵+۱ شد و این توافق ۶ ماه بعد یعنی از تاریخ ۱۱ دی ماه ۱۳۹۴ مقارن با نخستین روز سال میلادی ۲۰۱۶، به مورد اجرا درآمد.
در شرایط کنونی هم به نظر می‌رسد تهران و واشنگتن با بی‌میلی به انجام مذاکرات مستقیم و گسترده بر سر موضوعات برجامی و غیربرجامی، بدون اینکه قصد افزایش تنش بین خود را داشته باشند مترصد نتایج انتخابات ریاست جمهوری آبان ماه سال ۱۳۹۹ آمریکا خواهند ماند.
این بدان معناست که دستکم تا بهار سال ۱۴۰۰ وضعیت “کجدار و مریز” در روابط ایران و آمریکا و موضوع تحریم‌ها ادامه خواهد یافت و در صورتی که ترامپ پیروز انتخابات آتی باشد احتمالا تهران و واشنگتن خود را مهیای مذاکراتی خواهند کرد؛ مذاکراتی که از موضع برتر برای آمریکا انجام خواهد شد؛ اما در صورتی که ترامپ با کاخ سفید خداحافظی کند این مذاکره احتمالی از موضعی بهتر برای ایران، بین ایران و رییس جمهوری دموکرات بعدی آمریکا خواهد بود.
اگر آمریکای ترامپ به پایداری اینستکس با تزریق سالانه ۱۵ میلیارد دلار رضایت دهد، می‌توان انتظار داشت شرایط کنونی بین ایران و آمریکا بدون افزایش سطح تنش دستکم تا بهار سال ۱۴۰۰ ادامه یابد ولی اگر ترامپ بخواهد جلوی این روند بایستد آن وقت دست به قمار خطرناکی در منطقه  زده است؛ قماری که در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا هر آن احتمال درگیر کردن نیروهای نظامی آمریکا در یک تنش منطقه‌ای و وقوع یک جنگ احتمالی را در پی خواهد داشت و تاثیرات این درگیری نظامی می‌تواند خود را در کاهش آرای انتخاباتی ترامپ نشان دهد.
ایران و آمریکا در شرایط کنونی میلی به مذاکره و جنگ ندارند، البته ترامپ شخصا میل زیادی به نمایش مذاکره و گرفتن عکس یادگاری با همتای ایرانی خود دارد تا کارنامه سیاست خارجی خود در آستانه انتخابات را پُروپیمان نشان دهد، اما در ایران به هیچ وجه چنین تمایلی دیده نمی‌شود، چه آنکه غالب دولتمردان، کارشناسان و گروه‌های سیاسی و متنفذ در سیاست ایران، معتقدند در شرایط کنونی رفتن به پای میز مذاکره از موضع تحریم و تشدید فشار آمریکا و درخواست‌های حداکثری واشنگتن، هیچ دستاوردی برای ایران نخواهد داشت و عاقلانه و منطقی نیست.
اما در صورت رسیدن به یک توافق میانی (مقدماتی و مقطعی) با اروپا بر سر برنداشتن گام‌های بعدی کاهش تعهدات برجامی ایران در ازای کاهش فشارهای تحریمی آمریکا و یا دستکم پیش خرید نفت ایران از سوی اروپا در قالب سازوکار اینستکس و با پرداخت اعتباری ۱۵ میلیارد دلاری و حمایت جدی چین و روسیه از این اقدام وپیوستن دیگر کشورهای اروپایی و آسیایی (از جمله ترکیه و هند و ژاپن و کره جنوبی) به این فرایند، می‌توان گفت که دیپلماسی ایران از زمان خروج یکجانبه آمریکای ترامپ از برجام نه تنها به انزوای ایران و تشدید فشارهای آمریکا نینجامید بلکه تهران توانست  بدون آنکه تن به خفت مذاکره در شرایط کنونی و از موضع ضعف بدهد، با دیپلماسی بخشی از فشارهای تحریمی آمریکا را کم کرده و متحدان اروپایی واشنگتن را به سمت دیگری از آمریکا سوق دهد و با آنها به توافقی برسد تا بتواند بخش‌هایی از فشارهای تحریمی آمریکا را دور بزند و برای خود روزنه تنفس فراهم کند.
این رویداد بدون تردید دستاوردی برای دیپلماسی بین‌المللی تهران خواهد بود و شکستی برای تندروهای کاخ سفید است که به چیزی کمتر از تسلیم کامل و نابودی جمهوری اسلامی ایران راضی نیستند.
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما