کدخبر : 166840
چهارشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۸ - ۱۴:۳۹
فاقددیدگاه
پرینت

تاریخ کهن بشاگرد گمشده در صدای ناقوس مرگ جاده هایش

جنوب پرس: هنوز عزادار شدن خانواده مادر بشاگردی در ماه قبل به دلیل جادههای خاکی این منطقه و دیر رسیدن به بیمارستان و فوتش بر اثر خونریزی پس از به دنیا آوردن فرزندش، مردمان این دیار را نگران از تکرار این سناریو کرده است.

تاریخ کهن بشاگرد گمشده در صدای ناقوس مرگ جاده هایش

خبرگزاری به گزارش جنوب پرس ، هرمزگان؛ علی زارعی: وضعیت بهداشت و درمان هم در این منطقه چندان مناسب نیست. یکی از اهالی روستاییان بشاگرد می‌گوید: فرزند ۷ ساله‌ام را که یک ماه قبل، سیخ نخل به دستش رفته و به بیمارستان سردشت بردیم و پس از گرفتن عکس، گفتند شکستگی ندارد و دارو تجویز کردند، پزشک عمومی بیمارستان نیز گفت مشکلی ندارد. اما هنوز متورم بوده و تب می‌کند.

یکی از بشاگردی‌ها نیز می‌گوید: در این سال‌ها کودکان زیادی به دلیل عقرب‌زدگی جان خود را از دست داده‌اند. درمانگاه جکدان تا هفت شب در دو شیفت پزشک عمومی است. نیمه شب بایستی بیماران را به  بیمارستان سردشت ببریم.

تصادفی‌ها را هم به سردشت می‌بریم. بیمارستان سردشت با مشکل کمبود دارو مواجه است. می‌گویند برای عقرب‌گزیدگی هم دارو کم دارند و مجبوریم به بیمارستان میناب برویم. از سردشت تامیناب دو ساعت و نیم تا سه ساعت مسافت است وجاده کمبود علائم و خط کشی دارد و شانه و نرده ندارد. قبل از تمبو، یک سایپا با آرد و یک لودر به داخل دره رفته بود. جاده استاندارد نیست و سرعت گیر وسط جاده اصلی نصب شده است.

  روستای شهبابک

  روستای شهبابک در فاصله ۳۰ کیلومتری قبل از سردشت، مرکز شهرستان بشاگرد است که به گفته عباس شاهویی، عضو شورای اسلامی این روستای ۷۲۰ نفره و ۱۵۰ خانواری که شغل اصلی اهالی از زمان های بسیار دور دامداری و کشاورزی بوده ومحصولات ارگانیک نظیر سیر، پیاز، باقله، سیب درختی، انار ترش، نخل و… تولید می شود و از کود و سموم شیمیایی استفاده نمی شود؛ اما آموزش لازم برای جمع آوری محصولات کشاورزی و  بسته بندی و خرید تضمینی باقیمت مناسب وجود ندارد و دلالان بیشترین سود را می برند.

محصول درخت نخل که گونه های مختلف از جمله مضافتی، مهمدی، کروچ، خوشغار، مرداسنگ، پیجمک، ربیع و…. دارد که در زمان نارس بودن و رسیده شدن بطور کامل و خرما شدن مشتری خاص خود را دارد. وی می گوید: در این منطقه تلفات حیوانات بالاست و واگذاری درمان دام به بخش خصوصی باعث افزایش هزینه ها برای روستاییان محروم شده است.

وی از وجود ظرفیت پرورش شترمرغ، زنبورداری، مرغ محلی، قالی بافی، صنایع دستی دراین روستا می گوید که کمبود زمین و نداشتن ضامن برای اخذ تسهیلات خرد  باعث بروز مشکلاتی شده است. همچنین ظرفیت بسته بندی آب معدنی از چشمه روستا وجود دارد. این منطقه پرآب که آب شرب و کشاورزی از چشمه و منبع بتنی روستا تامین می شود، اما این منبع بتنی فرسوده شده و هدررفت آب رابه همراه داشته است که پیگیری ها برای بازسازی آن بی نتیجه مانده است و از طرفی، لوله های انتقال آب که بیشتر بر روی زمین هستند هم دچار شکستگی شده و نیازمند ترمیم هستند.

کمبود زمین برای سکونت باعث مهاجرت از  روستاها شده است که اگر زمین توسط بنیاد مسکن تسطیح شود و در اختیار اهالی جهت ساخت مسکن قرار گیرد، از خروج جوانان از روستا جلوگیری می‌شود. از طرفی نیاز است که سازه آبخیزداری در این منطقه احداث شود. البته فرماندار از باغات و نخلستان‌ها بازدید کرده و شهبابک را به عنوان بکرترین منطقه نخلستانی خوانده است.

آنتن دهی تلفن همراه بسیار ضعیف است و مقرر شده دکل نصب شود و امیدواریم زودتر این مشکل برطرف شود.در روستا زمین چمن مصنوعی برای فوتبال وجود ندارد و نیاز است برای روستاهای این منطقه سالن ورزشی چندمنظوره احداث شود.

کمبود معلم و ترک تحصیل دانش‌آموزان به دلیل نبود مدرسه راهنمایی و دبیرستان وجود دارد و برای اوقات فراغت تابستانه دانش‌آموزان هم برنامه‌ای صورت نگرفته است. خانه عالم روستا به دلیل عدم تجهیز و نداشتن کولر، پنکه، فرش و امکانات، پذیرای روحانی نبوده و درحال حاضر به عنوان کارگاه قالی‌بافی برای هشت نفراز زنان روستا از طریق آموزش استفاده می‌شود؛ البته بیمه نیستند و در ازای تکمیل هر فرش که هشت تا نه ماه طول می‌کشد، هرنفری یک میلیون و۲۵۰ هزار تومان دریافت می‌کنند؛ یعنی ماهی بیش از صدهزارتومان دستمزد می‌گیرند.

بانوانی که در گرما در این کارگاه قالی بافی و بدون کولر و پنکه فرش می‌بافند؛ می‌گویند: اگر مواد اولیه و کارگاه داشته باشیم، درآمدمان بیشتر می‌شود. مسؤولان آمده‌اند، اما اقدامی نشده و به سازمان صنعت و معدن هم مراجعه کردیم و همکاری نشد.

بشاگرد قطب صنایع دستی است، اما بازار صنایع دستی ندارد و محصولات تولیدی در بازار جاسک و میناب عرضه می‌شود. نیاز به تراکتور برای شخم زدن و لودر برای بازگشایی مسیرهای جاده در زمان بارندگی و مسدودبودن راه‌ها وجود دارد. معتادان بهبودیافته نیازمند اشتغال پایدار هستند.

مراد گنگذاری یکی از اهالی و معتمدین روستا نیز نامه‌هایی را نشانم می‌دهد که از سال ۶۰ تاکنون به مسؤولان مختلف از جمله رئیس جمهور، استاندار، فرماندار، منابع طبیعی و… درخصوص احداث جاده، لوله‌کشی بین مزارع، احداث سازه آبخیزداری و.. نوشته و اما پیگیری ‌ای حدود چهار دهه چندان اثربخش نبوده است.

  شاعر منطقه

پیربخش دانایی نسب یکی از معتمدین این منطقه که قریحه شاعری هم دارد که از ۱۶ سالگی متوجه این استعدادش می‌شود و اما شرایط بالفعل شدنش را نمی‌یابد تا اینکه در سال ۹۲ باجدیت سرودن اشعارش را آغاز می‌کند و در سفر استاندار به بشاگرد هم قطعه شعر زیبایی را سروده و همگان را به وجد آورده است.

در زمان خدمت سربازی هم قطعه شعری را می‌سراید و همین شعر باعث می‌شود که وی را به شیراز اعزام کنند. می‌گوید: ماندن بشاگردی‌ها در مناطق کوهستانی باعث شده که آنها از مرزهای‌مان حراست و پاسداری کنند.

وی از دبستانی می‌گوید که در اوایل دهه چهل در این منطقه بود و در آنجا درس خوانده و شهبابک را بخاطر وجود مدرسه در آن زمان با عنوان دبستان هم می‌خواندند. دانایی نسب که متولد ۱۳۳۲ است از خاطراتش از گذشته می‌گوید که با پای پیاده و با حیواناتی نظیر الاغ و… برای خرید مایحتاج زندگی به سمت جاسک می‌رفتند و در سال ۴۸ هم سفری داشتند و به دلیل بارندگی و مسدود شدن راه‌ها، سفر هفت روزه شان به هفده روز تبدیل می‌شود.

  تلفن نداریم

سه روزی که در روستاهای بشاگرد بودیم؛ تلفن‌ همراهمان در روستاها آنتن‌دهی نداشت و ارتباطمان با دنیای بیرون قطع بود. حال اگر اتفاقی برای اهالی پیش بیاید، چه کار می‌کنند؟ برخی روستاییان می‌گویند بایستی بر مناطق مرتفع بروند تا تلفنشان اندکی آنتن دهد. وقتی که به جایگاه سوخت سردشت برای سوختگیری رفتیم، متوجه شدم، یک نازل برای گازوئیل و یک نازل برای بنزین فعال است که تعدادی خودرو در قسمت بنزین در صف انتظار بودند که به گفته راننده بومی همان منطقه، همیشه همین‌طور است و بایستی دقایقی را در صف انتظار بمانند و پمپ چی هم می‌گفت به دلیل کم بودن مشتری فقط یک نازل از هر نوع سوخت فعال است و وقتی گفتم که این شیوه باعث می‌شود تعدادی خودرو در صف بمانند که حتی همین وضعیت باعث هدر رفت سوخت و وقت در زمان سوختگیری می‌شود وی پاسخی نداد.

  پیاده‌روی در دل رود و کوه

  صبح زود از داخل روستای شهبابک حرکت می‌کنیم، روستایی که تصاویر سه شهیدش در روستا نصب شده بود. مقصدمان رودخانه شهبابک است که بخشی از مسیر توسط یکی از خیرین منطقه تعریض شده است و با خودروی شاسی بلند چندکیلومتری را اما به سختی پیمودیم و پس ازآن بایستی با پای پیاده از داخل این رودخانه عبور کنیم که برای ما بسیار سخت بود و بیش از سه ساعت این مسیر را پیمودیم.

مسیری که رود در آن جاری بود و سنگ‌بست‌هایی را در طول مسیر به صورت نوار افقی دوطرف رودخانه مشاهده می‌کردیم که با مهارت خاصی سنگ‌ها (به سنگ بست در زبان محلی کش‌بند می‌گویند) روی هم چیده شده بود. مزارع و باغات و محصولات دو فصل از جمله نخل، انگور، سیب، زردآلو، سیب، انجیر، لیمو و… در آن به چشم می‌خورد، اما برداشت و انتقال محصول بایستی به سختی و با حیوانات انجام شود که اگر جاده دسترسی احداث شود، رونق شگرفی در درآمدزایی اهالی و کشاورزان منطقه ایجاد می‌شود.

برخی از درختان مانند درختی که در زمان محلی جک گفته می‌شود، در این منطقه دیده می‌شود که چوبی محکم دارد و گفته می‌شود برای ساخت قنداق اسلحه از آن استفاده می‌شود. یکی از گلایه اهالی این است که اراضی این منطقه که چندین نسل بین فرزندان انتقال یافته است، اما در سال‌های اخیرتوسط اداره منابع طبیعی  به آنها اعلام شده که این اراضی جزو اراضی ملی است و جهاد کشاورزی هم به آنها گفته بایستی تکلیف این اراضی مشخص شود و آنها نمی‌توانند خدمات و تسهیلاتی را به کشاورزان در اراضی ملی ارائه دهند.

  قبرها در حریره 

قبرهای خانوادگی در دایره‌های سنگی دیده می‌شود که با مهارت خاصی به ارتفاع کمتر از یک متر با دستان هنرمند گذشته و بدون وجود داشتن پرگار و لوازم هندسی و… احداث شده که به آن در زبان محلی حریره گفته می‌شود که حدود ۱۵ حریره دیده می‌شود ودر هر کدام ۱۰ تا ۱۵ نفر به خواب ابدی رفته اند که در آن زمان اهالی  امواتشان را در آن دفن می‌کردند و بر روی این قبور سنگی نوشته‌هایی وجود دارد و اهالی می‌گویند حریره‌ها متعلق به پنج تا شش قرن پیش است و از طرفی آثار زندگی و خانه‌های سنگی از گذشته هنوز در این منطقه به چشم می‌خورد و برخی از اموات را در دهه اخیر هم با تمام سختی‌ها به اینجا آورده و دفن کرده‌اند وبه نحوی زندگی در جریان است و حال چطور این اراضی جزو اراضی ملی قرار گرفته است که  جای سؤال دارد.

تعدادی از اهالی و از جمله زینب خانم که بنظر می‌رسد بیش از هفتاد تا هشتاد سال سن داشته باشد و سختی کوهستان، وی را ورزیده و چابک بار آورده است که با لاغر اندامی‌اش، سریع‌تر از ما از دامنه‌های کوه بالا و پایین می‌رفت و دبه‌های آب در دستانش بود و سقایی گروه را بر عهده داشت. برخی از اهالی از گرازهایی می‌گویند که برای بدست آوردن غذا از جمله کرم و…، به ریشه‌های درختان آسیب وارد می‌کنند.

در بالای برخی از کوه‌ها که به سختی از آن بالا رفتیم آثاری از انبارهای دیده می‌شود که با سنگ ساخته شده است و به عنوان انبار آذوقه برای نگهداری گندم و ذرت، خرما و…  حتی اسناد و… از آنها استفاده می‌شد که سقف آنها با چوب درخت نخل ساخته می‌شد و درب‌های چوبی داشتند که قفل می‌شدند و برخی از درب‌ها و قفل‌ها هنوز به چشم می‌خوردند که به این انبارها کت گفته می‌شد. برخی انبارها هم در دل کوه بوده که حالت غار مانند داشته و درب‌های ورودی چوبی برای شان گذاشته بودند و حالت قیفی داشته که ورودی تنگ و داخلش باز بود و مواد غذایی برای مصرف یک سال در آنها ذخیره‌سازی می‌شد.

برخی از افراد میانسال به یاد دارند که در نوجوانی و جوانیشان چطور از این انبارها استفاده می‌شده است. یکی از انبارها که مربوط به یکی از همراهانمان بود هم به عنوان سرای شاداب نامگذاری کرده بودند و هر انبار به یک خانواده تعلق داشته است. برخی از انبارها تا یک و نیم متر ارتفاع داشت و برخی از تخته سنگ‌ها بیش از یک متر طول و بیش از یک وجب ضخامت دارد و وزنش هم بنظر می‌رسد بیش از یکصد کیلو باشد که سؤال اینجاست چطور بدون هیچ امکاناتی این تخته سنگ‌ها جابجا شده و از نقطه‌ای به نقطه‌ای دیگر آورده شده است و از آن طرف هم روی همدیگر گذاشته شده‌اند؟ برای انبارها هم نگهبان گذاشته بودند و هرماه اهالی برای بردن آذوقه، به انبارهایشان می‌رفتند. البته برخی از سنگ‌های این انبارها درحال حاضر شکسته شده بودند که نشان از قدیمی بودن انبارها داشت.

اهالی و معتمدین در طول مسیر رودخانه شهبابک هم نقطه ای را نشانم می‌دهند که گفته می‌شود هرساله گاوی را قربانی و بین نیازمندان تقسیم می‌کنند و از خدا طلب باران و روزی و دفع بلا می‌کنند. صدای زوزه باد از بین کوه و شرشر آب روان هم در رودخانه به گوش می‌رسد. اینجا ظرفیت گردشگری بکری دارد که اگر اندکی راه دسترسی ایجاد شود، گردشگران زیادی می‌توانند از این منطقه بازدید کنند.

مکانی را نشانم می‌دهند و می‌گویند اینجا بن‌گاه نام دارد و برای احداث سازه آبخیزداری مناسب است که فرماندار و رئیس منابع طبیعی با احداث این سازه موافق هستند که اگر احداث شود، این آب ذخیره سازی شده و بین مزارع و حتی شرب هم قابل استفاده است.

آثاری از خانه و زیستن در اینجا دیده می‌شود و گویا سه چهار دهه قبل کوچی صورت گرفته و اهالی به مکان فعلی روستا رفته‌اند. در ارتفاع کوه‌ها و بلندترین نقطه کوه‌ها هم باز سنگ بست‌های دایره‌ای برجای مانده که حدود ۳۰ سانتی متر ارتفاع دارند و آن را را جهان یا آسیاب می‌گفتند و گندم و ذرت را با خوشه در آنجا می‌ریختند و پس از خشک شدن، آنها را می‌کوبیدند تا گندم و ذرت از خوشه جدا شود و به دلیل مرتفع بودن این منطقه و وزش باد، دانه از خوشه جدا می‌شد و بر زمین می‌ریخت و کاه‌ها به همراه باد می‌رفتند. این محل را سرپتک می‌گویند و محصولات ارگانیک کشاورزی هم در همین کوه‌ها کشت می‌شود و البته همان مشکل انتقال محصول هم در این محل دیده می‌شود.

بایستی از روی سنگ‌های موربی رد می‌شدیم که در دل سنگ بست‌ها از گذشته برای همین منظور گذاشته بودند. احداث جاده بین مزارع، ایجاد بند انحرافی از چشمه روستا و آبیاری قطره‌ای و خرید تضمینی از جمله خواسته‌های دیگر کشاورزان این منطقه برای تولید محصولات ارگانیک است. گویا جاروک جادوگر هم به مرکبات این منطقه لطمه وارد کرده است.

منبع:فارس

اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما