کدخبر : 125744
چهارشنبه 2 اسفند 1396 - 12:38
فاقددیدگاه
پرینت

لنج‌سازی و ساختار و اجزای کشتی‌های بادبانی در بندرکنگ

لنج‌سازی و کشتی‌های بادبانی که برای حمل و نقل کالا در بندرکنگ ساخته می‌شد، دارای اجزای متعددی بود که همین اجزا به جز بادبان اجزا لنج‌های کنونی را هم تشکیل می‌دهد.

به گزارش جنوب پرس ، در بخش‌های پیشین این نوشتار به قسمت‌های مهم یک لنج بادبانی پرداخته شد. در این نوشتار هم به برخی از این اجزاء پرداخته می‌شود.

باید عنوان کرد یک شناور دریایی دارای بخش‌ها و قسمت‌های متعددی است که تاثیر زیادی در حمل و نقل دریایی دارد و هر چه سازندگان یک شناور دقت بیشتری در ساخت یک شناور به کار گیرند، کارایی شناور در حمل بار و استقامت آن در دریا بیشتر خواهد بود.

همان‌گونه که پیش از این عنوان گردید دریانوردان بندرکنگ هم در سفرهای دریایی به مناطق دور و نزدیک پیشرو بودند و هم در ساخت جهاز و لنج‌های باری و صیادی گوی سبقت را از دیگر بنادر خلیج‌فارس ربوده بودند. ساخت لنج‌های بادبانی همواره با توجه به مصالح به کار گرفته شده در آن‌ها در بستر زمان تغییرات زیادی به خود دیده است.

از نظر مصالح بکار برده شده در این شناورها باید عنوان کرد که برخی این وسایل در داخل ایران و شهرهای مهم ایران یافت می‌شده و برخی دیگر را از خارج از ایران و به ویژه هندوستان به کشور وارد می‌کردند. بسیاری از وسایل لنج‌سازی نظیر میخ که در ایران ساخته می‌شد اگرچه گرانتر از وسایل خارجی بود، اما کیفیت میخ‌های ایرانی بهتر از کیفیت میخ‌های ساخت هند بود.

بندرکنگ در زمینه تجارت چوب برای ساختن لنج نیز یکی از مراکز مهم خلیج‌فارس محسوب می‌شد. تجار بندرکنگی از وارد کنندگان چوب برای ساخت کشتی به ویژه از هندوستان و بعد از شکوفایی دبی از دبی بودند. بسیاری از لنج‌سازان بنادر خلیج‌فارس چوب مصرفی در لنج‌سازی را از تجار بندرکنگ خریداری کرده و می‌کنند. در ادامه به بخش دیگری از اجزای لنج در بندرکنگ پرداخته می‌شود.

سامان: در گویش مردم بندرکنگ سامان هر کشتی مجموعه اجزایی است که به بادبان مربوط می‌باشد. به جز خود بادبان‌ها، این اجزاء عبارتند از: بندهایی که برای نگهداشتن و تنظیم بادبان به کار می‌رود و نیز دکل و بندهای نگهدارنده آن  و دستورها که تیرهایی برای تنظیم بادبان‌هاست.

اوزال: بادبان که آن را اوزال می‌گویند، تکه پارچه‌ای است که خود از قطعات و نوارهایی به نام شگه دوخته شده است.

شگه: شگه تلفظ محلی واژه عربی شقه در بندرکنگ است. پارچه آن در گذشته از هند آورده می‌شد و جنس آن از کتان است.

بادبان اصلی یا اوزال گپ  از دور و در نگاه اول مثلث به نظر می‌رسد، اما در واقع چهارگوش است. راس بالایی آن دوم(دم) و راس عقب و پایین آن دامن و راس پایین جلویی آن گوش( بر وزن حوض) نامیده می‌شود که همان واژه گوش یا گوشه فارسی است. عرب‌ها آن را الجوش و به لهجه کویتی الیوش می‌نامند. راس بالای جلویی را دهمه می‌گویند. لبه بالای اوزال داسه بالا و لبه زیر آن  داسه زیر نامیده می‌شود. لبه عقب اوزال را شفره می‌گویند.

برای اتصال بندهای نگهدارنده  و تنظیم‌کننده به بادبان، در راس‌های آن حلقه‌هایی از کمبار درست می‌کردند که دهمه  و زاجول نامیده می‌شود. زاجول علاوه بر داشتن حلقه‌ای از طناب کمبار، یک قطعه چوب سوراخ‌دار هم دارد. اوزال از چند اندازه ساخته می‌شد که هر یک بسته به وضع هوا به کار می‌رفت.

اوزال گپ در هوای مساعد به کار می‌رفت. اوزال‌های بغلی و میون که کوچک‌تر است وقتی که باد شدیدتر بود و اوزال ترکیت که از همه کوچک تر بود، وقتی هوا طوفانی بود به کار می‌رفت.

در هوای آرام و باد مناسب و نسبتا آرام، یک بادبان ذوزنقه شکل با قاعده نسبتا بزرگ به نام گابیه(از قابیه عربی) بر فراز بادبان اصلی بر پا می‌شد. گابیه دکلی کوچک و مخصوص داشت که یکی از جاشو آن را بر بالای دکل اصلی بر پا می‌کرد. بالای این دکل کوچک، یک پروند کوچک بود که لبه بالایی گابیه را نگه می‌داشت. دو گوش پایینی گابیه هم به پروند اصلی بسته می‌شد و حرکات آن تابع حرکت بادبان اصلی بود. گابیه را فقط در هوای مناسب و وقتی که باد از پشت می‌وزید، نصب می‌کردند تا سطح بادگیر کشتی را اضافه کنند و بر نیروی جلو بیفزایند.

جیب: علاوه بر بادبان اصلی، بادبان دیگری به نام جیب در جلوی بوم نصب می‌شد. جیب بادبان مثلثی شکل نسبتا کوچکی است که در جلوی  دیگر بادبان‌ها قرار می‌گیرد. گوشه بالای آن با بندی به نام علاگی به سر دول وصل است و گوشه جلوی آن به سر دستور جیب که بر سطور می‌بندند. جیب در هنگامی‌که باد تقریبا از روبه رو می‌وزد بسیار مفید است و بر سرعت کشتی می‌افزاید. عین همین بادبان در کشتی‌ها و قایق‌های امروزی اروپایی وجود دارد. در انگلیسی نیز به آن جیب می‌گویند.

گرچه بعضی به خاطر این شباهت نام گفته‌اند که نام این بادبان و خود آن سنت دریانوردی انگلیسی به خلیج‌فارس آمده است. اما شواهد نشان می‌دهد که بادبان جیب تنها از قرن شانزدهم در اروپا رواج یافته و احتمالا در اثر آشنایی اروپاییان با سنت‌های دریانوردی خلیج‌فارس و اقیانوس هند به بادبان بندی کشتی‌های اروپایی افزوده شده است. در هر صورت، این همانندی بادبان و نام آن در گویش بندرکنگ و زبان انگلیسی از نظر تاریخ کشتی‌سازی جای بررسی دارد.( پارسا، ص۶۸-۷۲)

چوب فرمند: چوب فرمند را در زبان محلی پروند می‌گویند و این چوب از دو چوب متصل به هم تشکیل می‌شده است و این همان چوبی است که به آن شراع یا بادبان می‌بستند و هم دگل بزرگ و دکل قلمی‌دارای فرمند بودند که به طور افقی روی دگل‌ها نصب می‌شدند و بادبان را به آن‌ها متصل می‌ساختند و در مواقع ضروری با بالا بردن چوب فرمند، بادبان را بر افراشته و به هر سمتی که مایل بودند، حرکت می‌کردند.( نوربخش، ۱۳۵۹، ص۷۸-۸۰)

بادبان بر چوب مدور و بلندی به نام پروند آویزان می‌شد. پروند هم بر بالای دکل قرار می‌گرفت. این واژه پروند را عرب‌های خلیج‌فارس فرمن می‌گویند. پروند را معمولا با نصب دو قطعه دیگر به دو سر آن طولانی‌تر می‌کنند. این دو قطعه را نباشه می‌گویند.

دکل را در بندر کنگ دول می‌گویند. دول از تنه یک تکه چوب جنگلی یا پون ساخته می‌شد که از هند می آمد. در سال‌های اخیر به دلیل مقررات محدودکننده دولت هند، آن را ناچار از برمه یا مالزی می‌آورند. استاد و گلافان(کارگران کشتی‌ساز) انتهای بالایی این تنه درخت را به مقطع مربع در می‌آوردند و در آن دو قرقره برای هدایت طناب‌های بالا کشنده یا کنخه و بالا کشیدن پروند و یا بادبان درست می‌کردند.

انتهای پایینی دکل نیز به شکل زبانه‌ای به نام سیچ در می‌آید که در کامی‌که در فلس درست شده بود، قرار می‌گرفت. دول اصلی را دول گپ می‌نامند که به معنی دکل بزرگ است. اگر کشتی دو یا سه دکله باشد، دول گپ قلمی و دول تایسر هم خواهد داشت.

قپ: بالاترین نقطه دول را گپ یا قب می‌نامند. یک سوم بالای دول را سه نوار می‌کشند و به آن رنگ می‌گویند. رنگ، علاوه بر جنبه تزئینی، نقش راهنمای جاشوان و ناخدا را برای جای پروند دارد. مثلا می‌گویند که پروند را تا رنگ بالا ببرید.(پارسا، ص۷۲-۷۵)

سه لیدان: سه لیدان نام آشپزخانه جهاز است و به شکل مکعب می‌سازند و یک طرف آن باز است و چون از چوب ساخته شده است و خطر آتش‌سوزی دارد، از این روی تمام قسمت‌های داخلی سه لیدان را با صفحه آهن یا پلیت به اسم چیکو می‌پوشانند و روی سطح آن تکه‌های پهن نمک می‌چینند و بعد روی نمک ککم ماهی عِنکاس که ماده سفیدی است، می‌ریزند و بعد روی ماده سفید ماهی عنکاس را با گل می‌پوشانند تا حرارت به بدنه کشتی سرایت نکرده و آتش‌سوزی حاصل نشود.

در نزدیک سه لیدان، صندوقی قرار می‌دهند که اسباب و لوازم آشپزی و ظرف‌های غذاخوری را در آن می‌گذارند. در موتور لنج‌های امروزی اگر مواد قابل اشتغال باشد، برای احتیاط مواد لازم برای پختن غذای کارکنان کشتی را به قایق کوچک همراه کشتی می‌برند و بعد قایق را در مسافتی دورتر از کشتی نگاه می‌دارند و در خاتمه کار پس از خاموش کردن آتش مجددا به کشتی مراجعت می نمایند.( نوربخش، ۱۳۵۹، ص۸۲-۸۴)

یادداشت: دکتر محمد حسن‌نیا- استاد دانشگاه‌های تهران

منبع:فارس

اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما